Viaggio in Islanda

Home Politics - سیاست Iran سازمان افسران حزب توده، دکترمصدّق و رویداد 28 مرداد 32 (بخش دوّم) دکتر علی میرفطروس
سازمان افسران حزب توده، دکترمصدّق و رویداد 28 مرداد 32 (بخش دوّم) دکتر علی میرفطروس

By اردی خان, on 20-05-2010 13:56

Views : 376    

Favoured : 16

Published in : Politics, Iran


اشاره:

نقش حزب توده و خصوصاً سازمان افسران آن در جریانات منجر به 28 مرداد 32 از نکات بسیار مهم و در عین حال مبهمی است که هنوز بطور شایسته به آن پرداخته نشده است. نگارنده در کتاب «دکتر محمّد مصدّق؛ آسیب شناسی یک شکست» به گوشه‌هائی از این مسئله پرداخته است. بعبارت دیگر: یکی از محوری ترین یا مهمّ‌ترین بخش‌های این کتاب، توجهء نویسنده به نیروی حیرت انگیز «سازمان افسران حزب توده» و نقش آن در رویدادهای 25-28 مرداد 32 است (از جمله دستگیری غیر منتظرهء سرهنگ نصیری توسّط یکی از اعضای «سازمان افسران حزب توده» بهنگام ابلاغ فرمان شاه مبنی برعزل مصدّق و نیز، تهیّه و تکمیل نقشه ها و کروکی های پادگان های مهمّ تهران برای یک کودتای احتمالی).

نگارنده، در بخش ِ «نقش و نقشهء دیگر ِ مصدّق در 28 مرداد »، نشان می دهد که دکتر مصدّق - با هوشیاری، خِرَدمندی و وطن پرستی بسیار – پس از دیدار با هندرسون (سفیر آمریکا )، ضمن خالی کردن میدان در روز 28 مرداد 32، انتصاب خواهر زادهء خود (سرتیپ محمّد دفتری) به سِمتِ رئیس شهربانی کل کشور و نیز فرماندار نظامی تهران، و با فراخواندن هواداران خود برای تَرک تهران یا ماندن در خانه‌های‌شان در روز 28 مرداد، و یا با انفعال و عدم درخواست کمکِ مردمی از طریق رادیو (با وجود اصرار و پافشاری دکتر فاطمی و دیگر یاران مصدّق)، کوشید تا ایران را از یک جنگ داخلی برَهانَد و یا از افتادن ایران به چنگ ِ«سپاه ِ عظیم و رزم دیدهء توده‌ای‌ها» (بقول بابک امیر خسروی) جلوگیری کند و ......

چاپ اوّل کتاب «دکتر محمّد مصدّق؛ آسیب شناسی یک شکست» در مدّتی کوتاه بپایان رسیده و اینک چاپ دوّم آن در تیراژی چشمگیر، بزودی توسّط انتشارات «شرکت کتاب» (در آمریکا) منتشر خواهد شد. ترجمهء انگلیسی این کتاب نیز در دست تدارک و انتشار است.

در زیر، بخش مربوط به سازمان افسران حزب توده و قدرت حیرت انگیز آن در آستانه رویداد 28مرداد 32 را می‌خوانیم.

***

بنظر بعضی از محقّقان، سلطهء «وحشت سرخ بر ايران» و كـّم و كيف قدرت و نفوذ حزب توده، خالی از اغراق نبود، امـّا، گزارش‌های مستندی كه در صفحات آينده خواهيم ديد و نيز تهديدها و تلقين‌های شخصِ دکتر مصدّق (در مذاكره با مقامات دولت آمريكا) و  هم تظاهرات و اقدامات راديكال حزب توده ـ بعنوان بزرگ‌ترين و برجسته‌ترين سازمان كمونيستی در خاورميانه ـ احتمال تسلّط حزب توده بر ايران را تقويت می‌كرد و اين امر، دولت آمريكا را بشدّت نگران کرده بود. در اين باره كافی است بدانيم كه در تظاهرات عليه هريمن، فرستادهء مخصوص دولت آمريكا به تهران (23 تيرماه 1330) حدود ده هزار تن از هواداران حزب توده در تهران شركت داشتند كه منجر به كشته و مجروح شدن عدهء زيادي گرديد. در شمار كشته‌شدگان، چهار تن از نيروهای انتظامی بودند[1]. رهبری حزب توده در بارهء سفر هريمن به تهران و حادثهء 23 تير معتقد بود:

«جبههء ملّی، عوام‌فريبانه كبـّادهء مبارزه با شركت نفت را مي‌كشَد ... و دكتر مصدّق، مقصد و منظوري جز تسليم  ِ منابع نفتی كشور به امپرياليست‌های آمريكائی ندارد ... دولت ضد ملّی دكتر مصدّق در راه ملّت‌كُشی، فاشيسم، دروغگوئی و اطاعت از سياست استعماری آمريكا گام نهاده است»[2].

همچنين در فاصلهء 1331 تا 1332، ده‌ها اعتصاب و تظاهرات مهـّم كارگری و شهری در ايران ـ عموماً ـ تحت رهبری و هدايت حزب توده بود[3]. از اين گذشته، حضور افراد راديكالی مانند علی شايگان، زيرك‌زاده، احمد رضوی و حسين فاطمی ‌در كابينهء مصدّق باعث تشديد نگرانی‌های دولت آمريكا بود چرا كه مثلاً: دكتر شايگان از يك سابقهء «توده‌اي» و پيوند با محافل شوروی برخوردار بود، بطوريكه حسين مكـّی می‌نويسد:

«بيشتر  ِ بدبختی‌ها را دكتر شايگان و فاطمی‌ براي مصدّق ايجاد كردند .... شايگان زمانی كه در شيراز محصّل بود، مقالاتی برای روزنامهء «طوفانِ» فـّرخی يزدی می‌نوشت و با سفارت شوروی هم ارتباط داشت. اين مطلب را دكتر انور خامه‌اي در كتاب «از انشعاب تا كودتا» نوشته است. اين ارتباط نه به وسيلهء حزب توده، بلكه مستقيماً با سفير روس بود، بهمين دليل در محاكمهء سران حزب توده، دكتر شايگان وكالت آنها را قبول كرد ...»[4]

به نظر ريچارد كاتم[5] (كارشناس برجستهء امور ايران)، آمريكائی‌ها تا سر حدّ ِ جنون از كمونيسم وحشت داشتند و مصدّق ترجيح می‌داد تا از حضور حزب توده ـ بعنوان «مترسك» يا «لولوی ِ سر  ِخرمن» ـ استفاده كند[6].

در مورد تهديدها و تلقين‌های شخص ِ دکتر مصدّق دربارهء خطر كمونيسم، يادآور مي‌شويم كه مصدّق در ديدار از آمريكا و گفتگو با ترومن (رئيس جمهور) و اچسن (وزير امورخارجهء آمريكا) در 23 اكتبر 1951 ضمن اشاره به اوضاع بسيار بـَد ِ اقتصادي ايران، تأكيد كرد:

«نيروهای مسلّح و پليس ايران مدّت 2 ماه است كه هيچگونه حقوقی دريافت نكرده‌اند و خودِ اين امر، به تنهائی خطر مهمّی‌ بشمار می‌رود. بودجهء دولت، با كسری ِ حدود چهارصد ميليون تومان روبرو است و فقر و آشوب در سراسر كشور، گسترده است. معلّمين مدارس، حقوق ماهيانه‌اي به مبلغ يكصد تومان ـ كه معادل 25 دلار است ـ دريافت مي‌كنند، اين مبلغ به دشواري هزينهء پرداخت اجارهء يك اطاق را در ماه كفايت مي‌كند، در نتيجه: بسياری از معلّمين، هوادار و متمايل به كمونيسم شده‌اند، و اين افكار را در سراسر مدارس كشور ترويج مي‌دهند[7].»

مصدّق در مذاكرات متعـّدد با هندرسون (سفير آمريكا در ايران) نيز چنين وانمود می‌كرد كه: دولت آمريكا بين دولت او (مصدّق) و استقرار كمونيسم در ايران، بايد يكي را انتخاب كند، مثلاً: در تاريخ 13 ژانويهء 1952 (23 دي ماه 1331) مصدّق، ضمن ديدار با هندرسون، درخواست كمك مالی ِ فوری آمريكا براي ترميم كسر بودجهء جاری دولت ـ به ميزان تقريبی ماهی ده ميليون دلارـ را به سفير آمريكا تسليم كرد. مصدّق در اين ديدار با لحنی تهديدآميز گفت:

ـ «بدون اين كمك مالی، به فاصلهء سی روز، ايران سقوط خواهد كرد و چه بسا حزب توده قدرت را بدست گيرد.» مصدّق افزود:«هرگاه او از دريافت كمك آمريكا ـ فوراً ـ اطمينان نيابد، پس از 5 روز، وی ناچار به شوروي متوسـّل خواهد شد.»[8]

هندرسون در برابر اين «اولتيماتوم»ِ مصدّق، در گزارش مفصّل خود به وزارت امورخارجهء آمريكا نوشت:

«1 ـ ما نسبت به مسئله و اوضاع كنونی ايران ـ كه سريعاً در حال فروپاشي است ـ به ويژه دربارهء سخنان مصدّق كه بدون دريافت كمك مالی خارجی در 30روز  ِ آينده، ايران با انقلاب مواجه خواهد شد، توجّه و تأمـّل بسيار كرده‌ايم. ما معتقديم كه مصدّق اينك دست به بزرگترين قمار  ِخويش زده است كه يا برندهء همه چيز يا بازندهء همه چيز می‌گردد. مصدّق مي‌گويد اين اميد را دارد كه اگر بتواند از آمريكا كمك مالی دريافت كند، تبديل به يك قهرمان ملّي ـ حتّی بزرگ‌تر ـ شود و يك بار ديگر بر انگليس پيروز گردد... اگر هيچ كمك خارجی دريافت نشود، وی ممكن است در لحظات آخر توسط يك مجلس، مرعوب و يا بر اثر نوعی كودتا ساقط گردد، و يا ممكن است ايران به سوی هرج و مرج و بی‌نظمی‌برود و امكان دارد كه اين بی‌نظمی‌به پيدايش رژيم‌های مختلفی كه به احتمال قوی تحت كنترل اتحاد شوروی باشند، بيانجامد. مصدّق مشغول پروراندن اين فكر در سر است تا در صورت عدم كمك مالی آمريكا يا عدم توافق با انگليس، روس‌ها را براي كمك به ايران ترغيب نمايد ... مصدّق تشخيص مي‌دهد كه روس‌ها ـ بدون هزينه و صرف هيچ منابعی ـ فرصت و شانس خوبی برای تسلّط بر ايران را دارند، با اين حال، اگر مصدّق اميد دريافت فوری كمك‌های مالی آمريكا را از دست بدهد، صرف‌نظر از عواقب نهائی آن، احتمالاً در انجام معامله با روس‌ها ـ كه بتوانند دولت وی را براي مدتی سر  ِ پا نگهدارند ـ ترديدی نخواهد كرد.

...........................

3 ـ‌ ما باور داريم كه مصدّق با روحيهء كنوني‌اش، هرج و مرج و انقلاب را به راحتي بر آنچه كه وی به مفهوم «تسليم به انگليس» تلقّی می‌كند، ترجيح می‌دهد. خواسته‌های او در طول زمان به سرعت ازحـّد خود فراتر رفته است و به نظر نمی‌رسد كه او عقب نشينی نمايد، بلكه درست برعكس، ما عقيده داريم كه وی بيشتر از پيش به اقدامات ضدانگليسی و ضدبيگانه به منظور برانگيختن احساسات و منحرف ساختن توجـه مردم از نقاط ضعف دولت خود، روی می‌آوَرَد.

........................

10ـ ما ترديد داريم كه وزارت امور خارجه [آمريكا] در فاصلهء 5 روزِ اعلام شده توسط مصدّق بتواند پاسخی كامل و اساسی تهيّه كند ... اگر مصدّق هيچ پاسخی در فاصلهء 5 روز دريافت ندارد، ما نمي‌توانيم اين احتمال را كه وی دست به يك اقدام نسنجيدهء غيرقابل برگشت بزند، نديده بگيريم ...»[9]

زیرنویس ها:

1 - نگاه كنيد به: موحّد، ج1، صص220-221

2 -  نگاه كنيد به: بسوی آينده، شمارهء 275، 31/2/1330؛ صلح پايدار (بجای بسوی آينده)، شمارهء 3، 22/4/1330؛ بسوی آينده، شمارهء 331، 9/5/1330؛ بسوی آينده، شمارهء 357، 10/6/1330 (سرمقاله)، به نقل از: گذشته، چراغ راه آينده، صص610، 616

3- برای شرح دقيقی از چند اعتصاب مهم كارگری در اين دوران، نگاه كنيد به: ارسلان پوريا (عضو كميتهء ايالتي حزب توده)، صص 402-406، 468-474 و صفحات ديگر.

4ـ مكـّی، ج1، ص197؛ متينی، ص364

5 – Cattem Richard

6 – ناسیونالیسم در ایران، ص274

7 – صورت جلسهء مذاكرات در كاخ سفيد به تاريخ 23 اكتبر 1951، سند شمارهء 2351-10/888.2553 ؛ همچنين نگاه كنيد به صورت جلسهء مذاكرات 28 اكتبر 1951، به شمارهء 2851-10/888.255 ؛ يادداشت ج.اس ايرمن (Earman, S.J) دستيار مدير سازمان سيا، بتاريخ 18 ژانويه 1952 به نقل از: اسناد سخن مي‌گويند، ج1، سند شمارهء 147، ص523

8 – در بارهء امكانات نظامی و سازمانی حزب توده ـ خصوصاً توان «سازمان   افسران حزب توده» در آستانهء 28 مرداد 32 ـ در صفحات آينده سخن خواهيم گفت.

۹- Henderson to the Department of State, January 15, 1952, telegram 2640-888,10/1-1552

 


Last update: 20-05-2010 13:56

Quote this article in website Favoured Send to friend Read more...
سازمان افسران حزب توده، دکترمصدّق و رویداد 28 مرداد 32 (بخش دوّم) دکتر علی میرفطروس
PDF Print
Comments (0)
Write comment
Your Contact Details:
Gravatar enabled
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
:D:angry::angry-red::evil::idea::love::x:no-comments::ooo:
:pirate::?::(:sleep::););)):0
Security
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

Share on FriendFeed

Share/Bookmark

JoomlaWatch Stats 1.2.9 by Matej Koval





Page copy protected against web site content infringement by Copyscape

Translate My Page

همه دشنامها و واژگان اسلامی به حساب  محمد ابن عبدالله و خاندان او و همه امامان مسلمانها واریز خواهد شد